جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
903
تحفة الملوك ( فارسى )
و بدانكه حكما گفتهاند كه اركان مدينهء فاضله پنج صنف مىباشد : اول : جماعتى كه اهل فضل و كمال و معرفتند و به نور عقل و قوّت حكمت و استصواب رأى در امور عظام از ساير ابناى نوع خود ممتاز مىباشند و معرفت حقايق موجودات ، صناعت ايشان است . و ايشان را افاضل گويند . دويّم : جماعتى كه عوام و فروتران را به مراتب كمال اضافى مىرسانند و عموم اهل مدينه را به عقايد حقّه و اعمال و افعال حسنه دعوت مىنمايند تا آنكه هريك از آنها كه استعداد داشته باشد از مرتبهء خود ترقى نمايد و علوم ظواهر ، صناعت ايشان است . و ايشان را ذو الالسنه گويند . سيّم : جماعتى كه قوانين عدالت و انصاف را در ميان اهل مدينه نگاه مىدارند و در گرفتن و دادن ، قدر و اندازهء ممدوح و راجح را رعايت مىكنند و بر تسويه و تعديل ما بين مردمان تحريص مىنمايند و علوم حساب و استيفا و هندسه و طب و نجوم ، صناعت ايشان مىباشد . و ايشان را مقدّران گويند . چهارم : جماعتى كه به حفظ حريم و حمايت بيضهء اهل مدينه مشغول مىباشند و ارباب مدن غيرفاضله را از ايشان دفع و منع مىكنند و در محاربه و محافظت ، شرايط غيرت و شجاعت را مرعى مىدارند . و ايشان را مجاهدان گويند . پنجم : جماعتى كه اقوات و ارزاق آن چهار صنف را از وجوه معاملات و صناعات و خراج و جبايات ترتيب مىدهند و مهيا مىسازند . و ايشان را ماليان گويند . و گفتهاند ايضا كه از براى رئيس اعظم و رياست عظمى ، كه فوق همه رياسات است ، در مدينهء فاضله ، چهار حالت است : اول : آنكه ملك على الاطلاق ، كه دانسته شد كه همان امام و مدبّر اصل است ، در ميان ايشان حاضر بود . و علامت او داشتن حكمت است ، كه غايت جميع غايات است ، و تعقل تمام ، كه مؤدى به غايت حكمت است ، و جودت اقناع و تخييل ، يعنى خوب سخن گفتن و مطلب را نيكو ادا نمودن كه از شرايط تكميل است ، و قوّت جهاد كه غايت آن ، دفع و منع نمودن عدو است . و اين رياست را به اسم رياست حكمت ناميدهاند .